‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲۷, پنجشنبه

بیانیه نشریه باروت: زمینه های بروز ستم ملی در ایران و چگونگی رفع آن

برای دریافت بیانیه اینجا کلیک کنید
ورودی مبحث
قصد نشریه باروت از طرح و بررسی این موضوع، به طور یقین باید بگوئیم که از موضع قبول وجود ستم ملی و دفاع از حق ملت های تحت ستم، و در اصل رفع ستم ملی- طبقاتی از کارگران و زحمتکشان در ایران می باشد، اما نقطه تفاوت خود را در برخورد با این پدیده به عنوان یک جریان کمونیستی انقلابی و نه همسان با نیروهای ملی گرای موجود در این جنبش ها که سرآمد همه شان در مقطع کنونی، جنبش ملی آذربایجان* است، و به نوعی هم رأیی با این پدیده را(جنبش به صورت علی العموم و نه تشکل ها و آلترناتیو های قومی و امپریالیستی موجود در آن) از منظر حادتر شدن تضاد طبقاتی بین بورژوازی در کل و پرولتایا دیده و حل این معما را نیز در دستان پرتوان جنبش کارگری سازمان یافتۀ و متحزب شده کمونیستی می یابد، که البته گونه ی متحزب شدن آن جای بحث در متونی دیگر و عمیق تر شدن در آن را می طلبد.

۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

تبلیغات شهری: رأیِ تو صندوق، به زنجیر کشیدن من است!

الف:  
دولت چیزی نیست جز ماشینی برای سرکوب یک طبقه از سوی طبقۀ دیگر؛ در جمهوری دموکراتیک هم این نقشِ وی، به هیچ وجه کمتر از نقش وی در رژیم سلطنت نیست(پیشگفتار کتاب جنگ داخلی-کارل مارکس).
حق انتخابات همگانی: "نمودار نضج طبقه کارگر است. چنین حقی بیش از این نمی تواند چیزی بدهد و با وجود دولت کنونی هرگز نخواهد داد" (درباره دولت-انگلس).
ب:
تقابل با جمهوری اسلامی، نزد ما، در عرصه واقعیت، درست آن جا که مبارزه با گوشت، پوست و استخوان احساس می شود رخ نشان می دهد و نه صرفاً در ساحت تئوری، که آن نیز به دلیل عدم تلاش برای برساختن آن به اقتضای واقعیت موجود و نیازمند تغییر، تنها به لفاظی می ماند و هر لحظه به سمت پراکندگی بیشتر خود و نیروها حرکت خواهد نمود؛ چنین تئوری هایی فی الواقع هیچ ضرورت تاریخی ندارد و از این روست که ایده هایی از آن گونه که در پی می آید، سترون و بیرون از عرصه واقعیتِ پویا و زایاست:

۱۳۹۲ خرداد ۱۸, شنبه

امروز سنگ، فردا گلوله، این است پیام جوانان انقلابی در ترکیه!

چند روزی هست که ترکیه، در آتش خشم جوانان بیکار، عاصی و بیزار از جنگ امپریالیستی و نیز دولتِ دموکراسی اسلامی سرمایه داران می سوزد، جوانان خشمگین با سنگباران نمودن پلیس ضد شورش، نیروی های سرکوبِ ساختار حکومتی سرمایه داران را نشانه گرفته و به پس می نشانند، اما با سپرهای به غنیمت گرفته شده درخیابانهای شهر، سنگر، باریکاد و بلوک های مقاومت خویش را بنا نهاده* و یک بار دیگر میدان "تقسیم" استانبول را آنچنان که می بایست و نه آنچنان که خواص اروپائی های خوش خط و خال، به عرصه حرکت کشاندند. آری در این روزها مشتری های غربیِ فروشگاه های لوکس، که به قیمت یورو و دلار خرید و فروش می کنند در آن حوالی نخواهند بود. میدان بار دیگر به دست بی چیزان تسخیر شد.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

تزِ امید بخشِ یازدهم: فلاسفه تا کنون جهان را گوناگون تفسیر و تعبیر کرده اند، حال آنکه بحث بر تغییر آن است!


بیانیه روز جهانی کارگر نشریه باروت


و اما تسخیر، کلیده واژه ای که اگر هزارای هم در باب آن کتاب انگاشته شود، باز هم تصور نخواهد شد. تسخیر فی الواقع در لحظه و در محل رخ داده و معنا می یابد. و اما تسخیر به توسط ستمبران و کارگرانی که تمامی عرصه ی عمومی اجتماع که حاصل تلاش خودشان است، از آنها در جهت منافع خودشان منع شده  ولی این امر در درجه بالائی از بحث تغییر بوده و این است که ما را وا می دارد، نقاطی هرچند کوچک و هرچند برای لحظاتی کوتاه را به نفع خودمان تسخیر کنیم!
زنده باد تسخیر! تبلیغ، ترویج، سازماندهی!

۱۳۹۲ فروردین ۸, پنجشنبه

دو بـیـانـیـه از نـشـریـه بـاروت

برای دریافت فایل پی دی اف اینجا کلیک کنید

بیانیه شماره یک: تاریکم و خاموش، مثل انبار باروت
بیانیه شماره دو، سلول های سرخ مقاومت را سازماندهی کنیم: اصول و چارچوب‌های کلی تشکیل سلول‌های سرخ در مرحلۀ آغازین / شرایط عمومی فعالیت / خود به خودی گرایی در بین جوانان انقلابی/ ویژگی‌های پایه‌ای سلول سرخ / قوانین جذب / حلقه‌های سمپاتیک / ارتباط بین سلول‌های سرخ / تقسیم‌بندی وظایف سلول‌های سرخ: الف) وظایف درونی، ب) وظایف بیرونی

۱۳۹۱ مهر ۱۲, چهارشنبه

سلـول‌هـای سـرخ مـقـاومـت را سـازمـان دهـیـم!



بیانیۀ شمارۀ 2 نشریۀ باروت

اصول و چارچوب‌های کلی تشکیل سلول‌های سرخ در مرحلۀ آغازین
ورود
با فروکش کردن موج اعتراضات سال 1388 مشخص شد که آن همه رویاسازی و قصّه‌پردازی نظریه‌پردازان و استراتژیست‌های سبز پیرامون اشکال "نوین"، "دموکراتیک"، "افقی" و "شبکه‌ای" سازماندهی که قرار بود بنیاد هر گونه سازماندهی "هرمی"، "عمودی"، "اقتدارگرایانه"، "ایمانی"، "ایدئولوژیک" و... را براندازد، نه تنها هیچ‌گونه کارایی‌ای در برخورد با سرکوب و خونریزی وحشیانه رژیم فاشیستی اسلامی و پیشبرد مبارزه از خود نشان نداده است، بلکه در عمل سررشته‌های‌ کار به دست نورچشمی‌های "سیّد مظلوم" در بنیاد باران، جلسات و گعده‌های شیوخ مجمع روحانیون، اساتید خط امامی دانشگاه تربیت مدرس، آقازاده‌های فربه اصلاح‌طلب و شورای مجعول "سبز امید" در خارج از کشور افتاده است. در یک کلام، "کوه، موش زاییده است" و رویاهای سبز رهایی از هر گونه قید و بند و نظم و دیسیپلین سازماندهی انقلابی به غیردموکراتیک‌ترین و عقب‌مانده‌ترین نوع سانترالیسم (تمرکز) منتهی شده است. تجربیات سال 1388 بار دیگر مهر تاییدی بر این واقعیت چشمگیر تاریخی زد که بورژوازی عقب‌مانده و جبون ایرانی-اسلامی نه تنها سنت تشکیلات‌سازی و سازماندهی از پایین ندارد، بلکه منافع آن در اساس با سازمان‌نیافتگی و بی‌تشکیلاتی تودۀ مردم و به ویژه طبقات فرودست گره خورده است. آن‌چه این بورژوازی و نیروهای وابسته به آن نیاز دارند، پوپولیسمی مخملی، هدایت شده و سر به راه است که در نهایت ابزاری باشد برای بالابردن موقعیت حضرات برای لابی‌گری در دالان‌های بیوت خامنه‌ای و سایر مقامات عظام نظام و یا بند و بست با قدرت‌های امپریالیستی و جلب حمایت آنان. نمونۀ اعلای تشکیلات بورژوایی در تاریخ معاصر یعنی جبهۀ ملی دهۀ 1320، از پایگاه توده‌ای خود بیشتر هراس داشت تا نیروهای حامی کودتا! لیبرال‌های اسلامی-ایرانی که قریب به یک دهه، دو قوه حکومتی و امکانات وسیع و بی‌حد و حصر مالی، تدارکاتی و تبلیغاتی را در اختیار داشتند، نتوانستند "جبهۀ مشارکت" خود را حداقل به محلی برای تجمیع و گردهمایی اقشار حامی خود تبدیل کنند. بر اساس چنین شواهدی است که با قاطعیت می‌توان گفت که امر سازماندهی توده‌ای از پایین با چشم‌انداز فتح قدرت سیاسی در بالا و خرد کردن پایه‌های قدرت و دستگاه‌های دولت دیکتاتوری حاکم، یکسره در چارچوب وظایف جنبش کمونیستی مطرح می‌شود. مقولۀ سازماندهی، امروز یا در همۀ شئون خود انقلابی است و یا اصلاً، مگر در نام و ادعا، شباهتی با سازماندهی واقعی توده‌ها برای برانداختن رژیم دیکتاتوری و جنایت بورژوازی اسلامی-ایرانی ندارد و ارگانی خواهد بود برای سازش و بند و بست با رژیم فاشیستی و یا قدرت‌های امپریالیستی. دیدیم که "سازماندهی"‌های فانتزی و خوش آب و رنگ فیس‌بوکی و اینترنتی در جریان خیزش‌های تونس و مصر، گویی در عرض چند هفته دود شدند و بر هوا رفتند و از پس گرد و غبار آنان، گلّه‌های سلفی و خیل وحوش اسلامی در زمینی صاف، بدون سنگر و مهیا برای تسخیر هجوم‌آور شده‌اند.

۱۳۹۱ شهریور ۲۹, چهارشنبه

تـاریـکـم و خـامـوش مـثـل انـبـار بـاروت!


بیانیه شماره یک نشریه باروت
آغاز

تودۀ کوچک
بی گلوله و شمشیر می‌جنگد؛
برای نان همه
برای نور و سرود.
در گلو پنهان می‌کند فریادهای شادی و دردش را
چرا که اگر دهان بگشاید،
صخره‌ها از هم بخواهند شکفت.1
جامعه‌ای را که در آن خشونت به واسطۀ تضادهای پُرشمار و متراکم اجتماعی و مسائلی مانند فاصله‌های هولناک و حیرت‌آور طبقاتی، بیکاری گسترده جوانان، فقر و فلاکت، گرسنگی، بی‌مسکنی، فحشاء و اعتیاد، گرانی رو به تزاید اقلام ضروری زندگی و ... رو به انباشت و انفجار دارد، نمی‌توان تنها با تعبیۀ ضامنی بی‌خطر و آرام نگاه داشت. جامعۀ در حال غلیان و انفجار و آکنده از تضاد، بر لبۀ پرتگاه بین موقعیت انقلاب و خطر فروپاشی، بربریت و ارتجاع ایستاده است و با هر نوسانی تعادل خود را بیش از پیش از دست می‌دهد.